تبليغاتX
سکوت صدا
باهنر ،صادق محصولی را وزیر كرد.اعمال نظر در آرای نمایندگان چیز دور از ذهنی نیست و می شه تصور كرد در همه دوره ها ی مجلس احتمال اعمال نفوذ وجود داشته اما در جلسه بررسی صلاحیت محصولی ،باهنر علنا و جلوی چشم همه در آرا دخل و تصرف كرد .باورتون شاید نشه اما خبرنگارا از جایگاه تماشاچی ها(فاصله این مكان تا هیات رییسه خیلی زیاد است)كاملا شاهد رای ریختن های باهنر به نفع محصولی بودند.باهنر رو تصور كنید كه از هر جیبش یك رای سفید در می آورد.وقتی این صحنه رو دیدم به سرعت رفتم به مكانی كه برای مصاحبه با لاریجانی در نظرگرفته بودن می خواستم از لاریجانی  در باره رای مشكوك محصولی بپرسم که مطهری رو سر راه دیدم .علی مطهری هم شاکی از باهنر گفت که آقای باهنر با آن سابقه مساله دار نباید مسول شمارش آرا می شد.الهیاری خبرنگار اصولگرای فارس وقتی این صحنه رو دید سریع خبر مخابره کرد که تلاش خبرنگارای اصلاح طللب برای ایجاد شبهه در آرای محصولی...جالبه توجه اما این نکته بود که به نظرم لاریجانی با آشی که باهنر براش پخته بود نمی دونست چطور قضیه رو جمع و جور کنه.اول به اتاقش رفت و گفت که می خواد رای ها رو دوباره بشماره اما وقتی بیرون اومد معلوم بود فقط دنبال یک راه توجیه بوده که چه جوری رای نصفه محصولی رو قانونی نشان بده.گزارش کامل این ماجرا رو در روزنامه کارگزاران نوشتم .به هر حال فکر کنم با رفتن محصولی به وزارت کشور باید امیدهامون به انتخابات ریاست جمهوری آینده رو قطع کنیم از هم اکنون بدانیم رییس جمهور آینده همچنان آقای احمدی نژاد است.راستی از این جمله محصولی در جلسه رای اعتماد چی می شه برداشت کرد

"جابجایی آراء را حتی در حد یک رای قبول ندارم و استدلال شرعی آنهم این است که اگر خدا مصلحت می دانست دلها را منقلب می کرد و میلیونها رای را در قلوب مردم برای آن کاندیدای همچنان که در انتخابات نهم ریاست جمهوری شاهد آن بودیم."

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 28 آبان1387 و ساعت 19:32 |
هرکس به بازی خود مشغول است

افسوس که من مدت ها ست

جهان و مردمش را

به شوخی نگرفته ام..........

                                                     بیژن جلالی

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در یکشنبه 26 آبان1387 و ساعت 13:57 |
امروز در مجلس شنیدم كه همسر شهید حمید باكری از فرمانده هان  اولیه سپاه در آذربایجان با تعدادی از نماینده های استان آذربایجان تماس گرفته و انتقادات شدیدی را علیه محصولی مطرح كرده گویا از اختلافات شهید باكری با محصولی و عملكرد محصولی در سپاه گفته و آخر هم هشدار داده "هر كس به محصولی رای بده باید روز قیامت پاسخگوی خون شهدا و شهید باكری باشه" این موضوع امروز دهان به دهان تو مجلس بین نماینده ها می چرخید.اما فضا به طور كلی برای رای به محصولی مناسب به نظر می رسه مخالفان همه سكوت كردند محصولی در كمیسیون امنیت ملی هم درباره ثروت شخصی خودش توضیحاتی را داده.مصاحبه ای با عوض حیدر پور درباره سابقه محصولی و آشنایی با احمدی نزاد گرفتم كه در روزنامه كارگزاران چهارشنبه منتشر می شود.داستان جدایی باهنر از فراكسیون اصولگرایان و انشعاب از این فراكسیون با عنوان فراكسیون پیشرفت و عدالت هم خبر جالبی بود كه گزارش آن هم در روزنامه فردا منتشر می شه.اما بدتر از همه ابتكار آقای لاریجانی در انداختن جلسات علنی روزسه شنبه از صبح به عصر است كه برای روزنامه ها خیلی دردسر شده امروز قنبری می گفت آقای لاریجانی خواسته مثل احمدی نژاد كارهای نو از خودش ارائه بده
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 21 آبان1387 و ساعت 20:42 |
امروز تولدم بود به همین سادگی...
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در یکشنبه 19 آبان1387 و ساعت 20:30 |
ننوشتم "شهروند امروز" توقیف شد تا حكم ابلاغیه برسد.حتی به دفتر تحریریه هم نرفتم.دلم می خواست باور كنم همه چیز رو به راهه،شهروند هنوز هست .سه شنبه ،چهار شنبه كه برسه باز باید منتظر تماس گاه و بی گاه حسین یاغچی باشم تا زنگ بزنه و بپرسه گفت و گوی خبری چی داری؟ چهره خبرساز كیه؟خواستم فكر كنم هنوز شهروند هست و من باید دنبال مصاحبه های تك باشم تا با خوشحالی به  محمد قوچانی زنگ بزنم و خبر بدم .آخه كار برای شهروند باید یك باشه.شهروند مثل هر نشریه ای نیست كه بخوای با هر مطلبی پرش كنی باید براش وقت بزاری .چهارشنبه كه از كردان می نوشتم هم فكر می كردم شهروند هنوز هست. وقتی تو راهروی پارلمان با حداد عادل و علی لاریجانی برای پرونده تلویزیون خصوصی مصاحبه گرفتم هم فكر كردم هست. چقدر دلم می خواست پرونده قوی تحویل قوچانی بدم.نشد.شهروند تحمل نشد.شهروند توقیف شد.این شماره شهروند رو باید با حسرت ورق بزنیم آخه آخرین شماره است.یك برگ دیگر از تاریخ مطبوعات كشور ورق خورد شهروند به تاریخ پیوست.سرنوشت شهروند همان سرنوشت هم میهن بود،ناكام ماند .سرنوشت شهروند سرنوشت همه نشریات خوب در جمهوری اسلامی ست.دیگه عادت كریم اصلا  منتظر هستیم ،هر روز منتظر هستیم تا خبر توقیف نشریاتمون رو بشنویم.حتی وقتی عمر نشریاتمان نزدیك به سال می شه تعجب می كنیم،شك می كنیم ما خوب نیستیم یا یادشان رفته ...در چنین فضایی شهروند امروز ۷۱ شماره بر روی دكه رفت تا مطبوعات كشور یك گام به جلو بگذارد.وقتی هم میهن توقیف شد فكر نمی كردم در نشریه ای به خوبی آن كار كنم اما شهروند جای آن را گرفت و این باعث می شه تا فكر كنیم بلاخره یه روزی یه نشریه دیگری...كار در مطبوعات برام شده مثل یواشكی زندگی كردن ،یواشكی نفس كشیدن،كوتاه ماندن اما ای كاش این عمر كوتاه در نشریاتی مثل شهروند امروز سپری بشه، هرچند بخواهند آن را " بی بند و باری در حرف زدن بخوانند " و از عرصه كه نه از روزگار و تاریخ حذف مان كنند.

 

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 18 آبان1387 و ساعت 18:52 |
در جلسه استیضاح كردان دلتون برای آدمیت می سوخت.برای انسان كه چقدر می تونه پست بشه ،خوار باشه، هیچ بشه...كردان امروز در مجلس به هر ریسمان پاره ای چنگ می زد تا باقی بمانه در جلسه ای كه برای دفاع واثبات صداقتش به مجلس اومده بود پشت سر هم دروغ می گفت و تو احساس می كردی این آدم ناخواسته این همه دروغ می گه مثل بچه ای كه فكر می كنه بزرگترش متوجه دروغ های بزرگ او نیست.قسم می خورد ،شهادتین می گفت،از خانواده همسر و فرزندانش هزینه می كرد تا احساسات نماینده ها بر انگیخته بشه و تو فقط دلت برای یك آدم می سوخت كه اینطوری می تونه خودش رو لجن مال كنه .تصور كنید كه در محیطی باشید كه همه به شما به نگاه یك دروغگو نگاه كنند و علنا تو چشم شما نگاه كنند و بگن داری دروغ می گی ،هنوز هم دروغ می گی ،بس كن دروغ نگو...تمام مدت جلسه استیضاح فكر می كردم كردان الان می گه اومدم از خودم دفاع كنم و استعفا بدم اما كردان با دروغ هایی كه مثل روز روشن بود می خواست بمونه به هر قیمتی. من دلم برای آدمیت انسانی كه می تونه اینقدر پست بشه می سوخت.همه مسخره می كردند وقتی آخره جلسه گفت كه من جانباز شیمیایی هستم بچه ها گفتند الان بنیاد شهید بیانیه می ده تكذیب می كنه،همه چیز درباره كردان مسخره بود حتی وقتی از خانواده بهم ریخته اش حرف زد از زن بیمار، فرزندانی كه توهین به پدر می بینند درحالیكه می شه حس كرد چقدر اونها عذاب كشیدن و چقدر با شرایط كردان پدر ماندن وبزرگ یك خانواده بودن  از این به بعد سخت است.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 14 آبان1387 و ساعت 19:53 |
احمدی نژاد مجلس را به هیچ گرفت و رسما اعلام كرد در جلسه استیضاح كردان حاضر نمی شود ،چون استیضاح را قبول ندارد.این هم یك رفتار بی سابقه دیگر در دولت نهم و از سوی رئیس  آن ...شاید احمدی نژاد منتظر حكم حكومتی است.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در یکشنبه 12 آبان1387 و ساعت 20:14 |
بعد از اثبات جعلی بودن مدر ک تحصیلی جناب آقای کردان دیروز چشم مان به تلاش دولت برای خرید رای برای منتفی شدن استیضاح ایشان روشن شد. چک پول های ۵ میلیون تومانی که به اسم کمک به مساجد به نماینده ها داده می شد اما رسیدی که به امضای نماینده ها می رسید در واقع نامه ای خطاب به لاریجانی مبنی بر پس گرفتن امضا از استیضاح کردان بود.دولت نهم خوب در روزهای آخر عمرش چهره واقعی خود را به مردم نشان داد. و از حق نگذریم برخی از چهره ها در مجلس مثل احمد توکلی ،علیرضا زاکانی و نمایندگانی که با سایت ها در ارتباط هستند یا خودشان سایت خبری دارند برای احمدی نژاد کم نمی گذارند. داستان را در خبرگزاری فارس به نقل از عوض حیدر پور یکی از طراحان استیضاح بخوانید.دیروز وقتی از توکلی درباره احتمال تشکیل جلسه غیر علنی برای بررسی مشکلات اخلاقی کردان در روز استیضاح پرسیدم، گفت "دیگر راز از پرده برون افتاده است"کردان دیگه تمام شد.این پایانی برای آدمهایی است که خیلی پیچیده بازی می کنند اما ساده بازی می خورند.

پی نوشت:روبروی خونه ما دارند ساختمان می سازند.بگذریم که چند وقته ما آسایش و آرامش نداریم.اما هر روز دارم بالا رفتن یک ساختمان رو نگاه می کنم .یکی از کارگرها از آهن هایی که به آسمان رسیده همین طور بالا و پایین می ره و بر روی اونها در ارتفاع خیلی زیاد بدون اینکه به جایی وصل باشه حرکت میکنه.دلم براش می سوزه همش می ترسم سرش گیج بره بیفته.هرچند دقیقه یک بار از گوشه پنجره اتاقم نگاه می کنم ببینم هنوز نیفتاده ،انگار بیچاره قراره بیفته و من ...این کارگرای بیچاره مگه چقدر حقوق می گیرند که در چنین شرایطی کار می کنند.به من اگه هرچی بدند حاضر نیستم برم اون بالا یعنی اصلا نمی تونم تعادلم را حفظ کنم و حتما می افتم.حس این گارگره به آدمهایی مثل کردان چیه؟!نمی دونم چرا اینا رو نوشتم

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در پنجشنبه 9 آبان1387 و ساعت 11:22 |
به نظر من نقد محسن آرمین به هفته نامه شهروند امروز  و پاسخ محمد قوچانی سردبیر محترم مان به ایشان یکی از موضوعات جالب این شماره شهروند است.گرچه اصولگرایان، نشریات و سایت های آنها سعی کرده اند از این سخنان به اختلاف و در گیری در جناح اصلاح طلب یاد کنند و از آن برداشت مورد نظر خودشان را داشته باشند اما به نظر من این گفتمان یک گام به جلو و حرکت در همان مسیر نقد سازنده و شفاف سازی است.واقعیت اینه که وقتی نقد آرمین و پاسخ قوچانی رو خوندم یه چیزایی به ذهنم رسید که تصمیم گرفتم بنویسم.اول اینکه به نظر من دراین مقطع زمانی (7 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری)وظیفه روزنامه نگاران واقعی نقد بی رحمانه  همه کاندیداهای مطرح برای انتخابات آینده است.خاتمی ، کروبی یا هر کاندیدای دیگر جناح اصلاح طلب. من فکر می کنم حتی اگه برخی از دوستان روزنامه نگار نظری در حمایت از یک کاندیدای خاص دارند الان وقت این حمایت ها نیست باید فضا برای برسی عملکرد گذشته این کاندیداها فراهم بشه.من همانقدر که فکر می کنم، نباید خاتمی76و۸۰ را تشویق به کاندیداتوری در انتخابات کرد و خاتمی اگر می خواهد وارد انتخابات شود به گفته عبدالله نوری باید خاتمی متفاوتی باشد، فکر می کنم آرمین هم حرف درستی زده که جاده عبور از خاتمی به خانه کروبی نمی رسد.بسیاری از انتقادات که به خاتمی وارد می شود درست است و متاسفانه رییس جمهور سابق ما  در همین مدت کوتاه مطرح شدن بحث کاندیداتوریش نشان داده خیلی با دوران ریاست جمهوری خود تفاوتی نکرده است اما این موضوع موجب چرخش به سمت حمایت از کاندیداتوری  کروبی هم نیست.به نظر من همان میزان که به عملکرد خاتمی نقد وارد است به گذشته و عملکرد فعلی کروبی هم نقد وارد است.حتی اگه برخی بخواهند برعملکرد گذشته کروبی در مجلس ششم و قبل از آن چشم بپوشند به نظرم حافظه ها آنقدر یاری می کند که در همین انتخابات مجلس هشتم ،کروبی چقدراز اصلاح طلبان مجلس ششم و تندروی آنها سخن گفت تا کاندیداهای حزب خودش را موجه جلوه دهد و از رد صلاحیت آنها جلوگیری کند و به حق شیخ از هیچ رایزنی هم کوتاه نیامد اما نتیجه چه بود؟ سوال من از حامیان کروبی در مقابل خاتمی اینه که ما باید به توانایی کروبی در رایزنی و مذاکره دل ببندیم و به او رای دهیم چون قدرت چانه زنی بالایی دارد؟ شاید یک دلیلی که آرمین در نقد خود اشاره نکرده وبسیاری  از اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین را از نقد کروبی بر حذر می داره همین است که کروبی هیچ ابایی ندارد همانند برهه انتخابات مجلس هشتم دوباره حمله به اصلاح طلبان را آغاز کند و همه را متهم به شکستن خط قرمز ها و اصول کند.من فکر می کنم همانقدر که خاتمی باید تحمل نقد داشته باشد و به گفته محمد قوچانی با دو مطلب انتقاد آمیز دلش برای حضور در انتخابات خالی نشود، کروبی و اطرافیان او هم باید سعه صدر بیشتری داشته باشند. به نظر من حضور خاتمی در انتخابات و حتی پیروزی او برای اصلاح طلبان در جا زدن است اما گرایش به کروبی و حمایت از او عقب گرد است.من واقعا برای جریان اصلاح طلب کشور متاسفم که توانایی معرفی یک کاندیدای  شاخص برای انتخابات ریاست جمهوری آینده را ندارند و باید از سر ناچاری به کاندیداتوری مجدد خاتمی در انتخابات فکر کنیم یا کروبی را نماینده خود در انتخابات بدانیم.در صورتی که در چهار سال دولت احمدی نژاد می شد بر روی گزینه های دیگری سرمایه گذاری کرد.البته منظورم گزینه هایی مثل عبدالله نوری نیست که می دانیم به تیغ شورای نگهبان گرفتار می شود یا میر حسین موسوی که هر بار به سراغش می روند و او بنا به هر دلیلی هر بار سر باز می زند.ای کاش روزی در این کشور احزاب واقعی و قدرتمند شکل بگیرند.جریان اصلاح طلب فقط نه در شعار بلکه در عمل  رقابت درون جریانی بین کاندیداهای خود را بپذیرد(مانند آنچه در انتخابات آمریکا در دو حزب دمکرات ها و جمهوری خواهان اتفاق می افتد) درهر انتخابات اصلاح طلبان چهرههای مطرح و شاخص (کاندیدایی که شورای نگهبان هم بپذیرد) برای رقابت با کاندیدای جریان رقیب داشته باشیم که عقب گرد به خاتمی یا کروبی نکنیم.

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در سه شنبه 7 آبان1387 و ساعت 21:47 |
به لطف دوست خوبم نازنین پاییز امسال را از نزدیک در فشم حس کردم.سالها بود که اینقدر پاییز رو از نزدیک حس نکرده بودم.به نظر من پاییز زیباترین فصل ساله و من خوشحالم که متولد این فصل هستم.اگه فرصتی هست به همه دوستانم توصیه می کنم برای دیدن پاییز حتما به طبیعت بروند.عکس های زیادی از پاییز در فشم گرفتم اما متاسفانه نشد که هنرنمایی خودم رو اینجا بذارم .برای اینکه یه کم حس پاییز دیدن رو برای بقیه ایجاد کنم این عکس رو انتخاب کردم.

 

 

+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در یکشنبه 5 آبان1387 و ساعت 19:7 |