هنوز زود که از خستگی بنویسیم؛ فقط ۲۲ روز از سال جدید میگذره اما...همیشه سال انتخابات سخته و از خبرنگارای سیاسی که درگیر این ماجرا می شوند،انرژی زیادی میبره مخصوصا وقتی که در انتخابات موضع هم داشته باشی و همه امیدت رو به پیروزی یا نه حداقل تغییر شرایط فعلی ببندی و آخ از فردای انتخابات ،وقتی که امیدها را بر باد ببینیم.این تجربه رو یک بار در انتخابات ریاست جمهوری دوره پیش دارم وقتی که در دور دوم همه تلاشمان را بکار گرفتیم تا احمدی نژاد به پاستور نرود و رفت.این دوره فرق داره از همین الان فکر می کنم قرار نیست هیچ تغییری رخ بده ؛راستی فکر کردید چرا قالیباف با همه ستادهایی که راه انداخته بود ،کنار کشید یا چرا ولایتی به صحنه نمی یاد؟من در مجلس از علی مطهری شنیدم که کاندیداهای بالقوه اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که هنوز نظر نظام بر احمدی نژاد است و کاندیداتوری آنها فایده ای ندارد.خوب چه نتیجه ای باید گرفت؟!خاتمی با کروبی دیدار کرده و خواستار تدبیر کاندیداهای اصلاح طلبان شده،یعنی کروبی کناره گیری می کنه؟! این روزها خیلی درگیر کارهای پراکنده شدم یکم تمرکز می خوام با آرامش
پس از سفرهای بسیار و عبور از این دریای طوفان خیز اکنون بر آنم که لنگر افکنم،پارو رها کنم...
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در شنبه 22 فروردین1388 و ساعت
12:4 |
آمار تصادفات جاده ای در تعطیلات نوروز فقط عدد و رقمی بود که در پایان تعطیلات عید گاهی آن هم نه همیشه نظرم را جلب می کرد یک تعداد انسان که در بهترین و آغازین روز های سال جدید جان خود را در تصادفا ت از دست می دادند.اما امسال با مرگ سه تن از عزیزانم این درد دردناک تر و قابل لمس تر شد.پسر عمه ،پسر دایی و همسر دختر داییم در اولین روز سال در یک تصادف جان خود را از دست دادند .خانواده های زیادی سال نو را با عزا آغاز کردند و هیچ چیز دردناک تر از این نیست که تو تصور کنی ستایش هفت ساله ما در سالهای آینده سال جدید خود را با خاطره مرگ پدر و پدر بزرگ آغاز می کنه...این روزها خیلی غصه دارم دلم یک عالمه گریه می خواد... سال خوبی را شروع نکردم و تعطیلات خوبی نداشتم.
+ نوشته شده توسط اعظم ویسمه در دوشنبه 10 فروردین1388 و ساعت
13:14 |

